ابراهيم عاملي ( موثق )

359

تفسير عاملي ( فارسي )

نمىشمردند و چنين كسانند كه ستمكار بودند 11 پس اگر توبه كردند و نماز خواندند و زكات مال خود دادند برادران دينى شما شوند . و ما كه آيات قرآن دسته دسته و نمودار مىآوريم براى گروهى است كه مىدانند [ و مىتوانند ارزش آن را بيابند و به آن رفتار كنند ] 12 و اگر دشمنان شما پس از قرارداد پيمان خود شكستند و در دينتان سرزنش كردند پس بجنگيد با [ آنها كه ] پيشوايان بىدينى [ بودند ] تا شايد ز بىدينى و دشمنى دست بدارند چه آنها را پيمان و سوگند نباشد [ كه خود پاى بند به پيمانشان نباشند و شما نتوانيد پيمان ايشان استوار بداريد ] 13 چرا نجنگيد با گروهى كه پيمان خود شكستند و كوشيدند كه پيغمبر را از خانمان بدر كنند و آغاز دشمنى از آنها بود پس چرا ز ايشان بترسيد كه خدا سزاوارتر است ز نافرمانيش بترسيد اگر به درستى مؤمن شده ايد 14 با اين كافران بجنگيد كه خدا آنان را به دست شما آزار دهد و خوار نمايد و بر آنان يارىتان دهد و دلهاى مؤمنان ز رنج آسوده دارد 15 و خشم ايشان ببرد كه خدا به هر كه سرنوشت كرده ببخشايد [ و مهر خود باز دهد ] كه او دانا است و درستكار است 16 مگر مىپنداريد شما را به خود گذارند ؟ با اينكه هنوز خدا نمودار نكرده است آن كسان ز شما كه به جنگ كافران مىروند و جز خدا و پيغمبرش و مؤمنان دوستى ندارند ، و البتّه كه خدا به آنچه كنيد آگاه بود . سخن مفسّرين : « كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ » 7 مجمع : يعنى با خيانت آنها چگونه پيمان درست و به جا بماند ؟ و از قرائت ابن مسعود نقل شده است ، « كيف يكون عرض عند اللَّه و لا ذمّة » . « إِلَّا الَّذِينَ عاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ » 7 طبرى : از ابن اسحاق نقل كرده است كه مقصود از اين جمله قبيله هاى بنى بكر هستند و آن موقع كه در حديبيه پيغمبر با قريش پيمان بست آنها هم در پيمان قريش شريك بودند . ابن عبّاس گفته است : مقصود مردم مكّه و قريش هستند . و بهتر اين است كه مقصود قبيله ى بنى بكر هستند كه در پيمان حديبيه شريك قريش بودند و آنگاه